تبليغاتX
بارانی مثل من

بارانی مثل من

دوست دارم خدا...

 

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز 


+ نوشته شده در سه شنبه ششم دی 1390 ساعت 17:11 توسط دلشکسته | 

ناصر


http://roozgozar.comhttp://roozgozar.comhttp://roozgozar.com http://roozgozar.comhttp://roozgozar.comhttp://roozgozar.com


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم شهریور 1390 ساعت 16:17 توسط دلشکسته | 

خدا ما رو برای هم نمی خواست

 

تقدیم به تو که همه زندگیه منی

 

خدا ما رو برای هم نمی خواست


فقط میخواست همو فهمیده باشیم

بدونیم نیمه ی ما مال ما نیست


فقط خواست نیمه مونو دیده باشیم


تموم لحظه های این تب تلخ


خدا از حسرت ما با خبر بود


خودش ما رو برای هم نمیخواست

خودت دیدی دعامون می اثر بود

چه سخته مال هم باشیم و بی هم


می بینم میری و می بینی میرم


تو هستی اما دوری از من


نه میشه با تو باشم نه بمیرم


ممنونم بهاره عزیزم بابت این نظر زیبا

حال و روزم و خوب نشون دادی

دوست دارم گلم


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ساعت 18:49 توسط دلشکسته | 

رد پایه تو در یکشنبه 24 اردیبهشت1391

توسط:NASSER

 

به تعداد تموم شنهای کف بیابان قسم هنوز دوستت دارم


پس چطور دلت اومد اینجوری تنهام بزاری؟


عشق دیروز هنوز میون ما هست


واسه تو توی قلبم یه عالمه جا هست



پس چرا به همه گفتی من و نمیخواستی؟؟؟؟؟


چرا گفتی من اشتباه کردم؟


سلام به یاد اون روز تو حرم و اولین و آخرین

دیدارمون چشمام پر اشکه و گلوم پر از بغض



سلام مهربون 

به هر کی میگم باورش نمیشه اینجوری عشقمون تموم شد

به کی بگم چشمه اشکم خشک نمیشه 


 به اندازه ی تموم دنیا دلتنگتم



پس چرا انقدر دیر سر زدی مهربون


قلب شکستم و دیدی چرا ج ندادی

بگو مگه من و دوست نداشتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ساعت 15:48 توسط دلشکسته | 

.....یوسف گمگشته باز آید به کنعان....غم مخور....!


انگشتانم که لای ورق های دیوان حافظ میروند...

دست دلم میلرزد...

اما به خواجه میسپارم تا امید را از دلم نگیرد...

دلم میخواهد همیشه بگوید:.... .

.....یوسف گمگشته باز آید به کنعان....غم مخور....!


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ساعت 11:28 توسط دلشکسته | 

کی بر میگردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

سلام به عشق مهربونم سلاممممممممممممم

این روزا چقدر حال و هوام غریبه ،چقدر حس تنهایی میکنم

دلم هوایه مهربونیت و کرده هوایه همون روز تو حرم

دلم هوایه یه دل سیر گریه کرده که باز بیای و بگی

فرشته مهربونم حیف چشات نیست ،با اشک تو چشات

نمیتونم چشات و ببینم گریه نکن

ناصرم عشق مهربونم دلم هوات و کرده

هوایه اون همه  پاکی حداقل بیا و بگو چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اونم اینجوری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تو که قلب من و میشناختی!

تو که از زخمم خبر داشتی!

باور نمیکنم این جوری باهام تا کردی

یادته بهت گفتم خواب دیدم یادته؟

یادته گفتی خواب زن چپه؟

یادته جلو آقا بهم قول دادی تنهام نزاری ؟

یادته رفتی تا اشکام و نبینی یادته آخرین میعادگاه

تو رو خدا بگو ناصرم گناهم چی بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

هنوز شبا خوابت و میبینم

کاش میشد برا همیشه بخوابم و فقط تو رو ببینم

یادته اون روز که با آجی بهم زنگ میزدین برم بیمارستان؟

یادته؟؟؟؟؟؟؟؟

میخوام یه اعترافی بکنم

لج کرده بودم که نرم چون دوست داشتم بازم حس کنم نگرانمی

حس خوبی بود وقتی با مهربونی ازم میخواستی برم

ازم میخواستی مراقب خودم باشم

حسش رو دوست داشتم

حسش با منه اما تو با من نیستی

یه چیزی بپرسم؟؟؟؟؟

دستاش مهربونه؟

قلبش چطور؟

نگاهش چی؟

میدونم تو مهربونتر از این حرفایی که بد کسی رو به روش بیاری

دلم گرفته مهربونم

کجایی پس؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

فقط یه بار بیا و بگو چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

فقط یه بار

مهربونم چشام میسوزه

اشکام بند نمیاد قلبم درد میکنه نفسم یاری نمیکنه

همه با هم میگن فقط تو رو میخوان

کی برمیگردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


+ نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 ساعت 0:9 توسط دلشکسته | 

نام تو را آورده ام

 

 

نام تو را آورده ام دارم عبادت ميکنم



گرد نگاهت گشته ام دارم زيارت ميکنم



دستت به دست ديگری از اين گذشته کار من



اما نمی دانم چرا دارم حسادت ميکنم



گفتی دلم را بعد از اين دست کس ديگر دهم



شايد تو با خود گفته ای دارم اطاعت ميکنم

 

رفتم کنار پنجره ديدم تو را با بگذريم



چيزی نديدم اين چنين دارم رعايت ميکنم



من عاشق چشم توام تو مبتلای ديگری



دارم به تقدير خودم چنديست عادت ميکنم



تو التماسم ميکنی جوری فراموشت کنم



با التماس اما تو را به خانه دعوت ميکنم



گفتی محبت کن برو باشد خداحافظ ولی



رفتم که تو باور کنی دارم محبت ميکنم


+ نوشته شده در جمعه هشتم اردیبهشت 1391 ساعت 21:10 توسط دلشکسته | 

خدا دارم دیوونه میشم

سلااااااااااااااااااااااااااام کجایی مهربونم


تو که نامهربون نبودی ؟


تو که طاقت اشکام و نداشتی؟


ناصر همه میگن فراموشت کنم اما نمیتونممممممممم


همه میگن خدا نخواست اما یکی نیست بگه چرا نخواست؟


ناصر نفسم بالا نمیاد دارم خفه میشم


دارم میمیرم بگو چه خاکی به سرم بریزم


هیچکی نمیتونه بفهمه چی بهم میگذره


ناصر قول مردونه دادی تنهام نذاری


پس چی شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


چرا نذاشتی بمیرم چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


ناصر میخوام بمیرممممممممممممممممممممم

 


+ نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 ساعت 17:33 توسط دلشکسته | 

مهرباني سيري چند است

مهرباني سيري چند است

به حراج ميگذارند اينجا دلهايه عاشق را

نميدانم کجايه اين خراب شده مانده ام

اما ديگر سقف بالايه سرم آسمان نيست

چهار ديواريه قلبم ديگر ترک خورده است

و باران خيس کرده فرش کهنه اتاقم را

چرا اينجا ديگر دلي به يادم نيست

کجا رفته دوست که خبري از دل غمبارم نميگيرد

 

اینم از دل خسته من برایه تو خودم گفتم وقتی دلم شکست

 


+ نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 ساعت 14:47 توسط دلشکسته | 

گــــرمـــی دستهـــایـ تــــو

 
 
 
گــــرمـــی دستهـــایـ تــــو



آتشـــــی است کهـ بـا آن



تمـــــام وجــــودم را گــــرم خواهــــم کـــرد



حتـــی در سرمـــای زمستــــان



وایــن یعنـــی همـــان دوســــت داشــــــتن



و مـــن بـــرای دوســــت داشــــــتن


دلیــــل نمـــی خواهــــم


همـــین دستهـــای تـــو کـــافــــــی است ..


+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391 ساعت 12:11 توسط دلشکسته | 

دیدار


http://www.didarmasumane.tk/

 

سلااااااااااااااااااااااااااااام به تمام دوستان خوبم 

این آدرس یه سایتیه که من خیلی دوستش دارم چون انسانهایه

 با معرفتی در اون عضو هستن و از تمام شما

 عزیزان دعوت میکنم به ما بپیوندین 

منتظر حضور گرمتون هستم


+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391 ساعت 13:54 توسط دلشکسته | 

نامه ای به عشقم

 

مي خواهم باشم! براي چشمانت! كه ستاره شبهاي تاريك من است!

براي شنيدن خنده هايت ، براي تصور آينده هاي هنوز نيامده!

آينده هايي كه هرگز نخواهند آمد و فقط در تصور ما شيرين است!

چه فرق مي كند؟ چه واقعي چه تصور!خنده هاي توست كه دلهره هاي هميشه ام را مي ربايد! 

مي ربايد و از همه حس ها آنچه به من برمي گرداني شادي و آرامش است…بخند!

به خاطر كودكاني كه امشب در هر جايي از دنيا متولد شده اند.

تو كه مي خندي ، زمين آبستن كودكاني از جنس لبخند مي شود!

كودك كه باشي به خاطر كودكان كه بخندي 

به كودك بودنهاشان كه مي خندي زيبا مي شوي .

بعد بشين در گوشه اي خلوت از تنهايي هايت شعرهايم را بخوان و باورم كن.

مرا و عشقم را! آنوقت ايمان دارم كه از اين بيشتر شاعر مي شوي! 

كودكي اگر كه كرده باشي

اگر كه چهار دست و پا در آفتاب روي خاكهاي حياط رفته باشي!!!!! و 

به ريش دنيا خنديده باشي! و رفته باشي ،

به اينهمه قصاوت كه خنديده باشي

آنوقت حتما شاعر مي شوي!كودكي اگر كه كرده باشي…

مي خواهم بمانم ! ماندنم گران اگر كه تمام شود حتي!

دارم كودكي هايم را به ياد مي آورم!

تو كه مي خندي جهان به زيبايي لبخند حقيقي كودكيهايم مي شود…

كودكي نكرده ام، سالهاست. حالا كه مي تواني ،

حالا كه فقط تو مي تواني بخندانيم ، بخند كه دارم باز ميگردم به كودكي…

به روزهاي خنده هاي واقعي ، به روزهاي مهربانيهاي بي مهابا،

به آن روزهايي كه هنوز جدايي را نمي دانستم كه چيست…

چه اهميت دارد كه كودكي كرده باشم يا نه، چه اهميت دارد؟

تو كه باشي تو كه مي خندي دوباره كودك مي شوم… .

بخند…با من …براي من…همين!

هنوز دوستت دارم و هنوز همين براي ادامه حياتم كفايت مي كند… .

 اي كاش مي دونستي كه توي اين روز هاي غريب چقدر دلم بهانه تو رو مي گيره

اي كاش مي دونستي كه اين روز ها چقدر دلم هواي با تو بودن رو كرده

اي كاش مي دونستي كه توي اين روزهاي بي تو چقدر دلم گرفته

اي كاش مي دونستي كه چقدر دلم هواي ضرب آهنگ

 صدات و اون صداي دلنشين قدمهات رو كرده

اي كاش مي دونستي كه چقدر دستم گرمي دست هات

 و گوشهايم گرمي اون صدات رو كم داره

اي كاش مي دونستي كه توي اين روز هاي بي تو چقدر دلواپس تو ام

اي كاش مي دونستي كه بي لطف حظورت چقدر تنهام

اي كاش مي دونستي كه چقدر خسته و چقدر به حضور گرم و سبزت محتاجم

اي كاش بدوني كه چقدر توي اين روزهاي بي تو آرزوي با تو بودن رو دارم

اي كاش تو همه روزهاي تنهاييم پيش من بودي و من تنها نبودم

اي كاش با حضور سبزت خونه دلم رو روشن تر مي كردي نه تاريك و ويران

اي كاش واقعا بودنم رو باور داشتي

اي كاش تركم نمي كردي و تنهام نمي زاشتي

 


برچسب‌ها: دوستت دارم همیشه و همیشه و همیشه


+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم فروردین 1391 ساعت 18:29 توسط دلشکسته | 

کاشکی عشق دیروز هنوز میون ما بود

 

کاشکی عشق دیروز هنوز میون ما بود

واسه من تویه قلبت هنوز یه ذره جا بود

میخوای تنهام بزاری با ایندل دیوونه

میگی سیری از من به صد هزار بهونه

من دوست دارم عاشقتم اینجوری آزارم نده 

 جواب رد به این قلب گرفتارم نده

نگو تمومه عمرا آشنای

نگو رسیده لحظه جدایی 

قسم به اون خدایی که میپرستی

دارونداره این زن فقط تو هستی

کاشکی از اول من میدونستم

معنیه حرفایی که میگی نمیدونی

برایه قلب ساده خوش باور من

مثل هوس های جونی نمیمونی

 


برچسب‌ها: دوستت دارم همیشه و همیشه و همیشه


+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم فروردین 1391 ساعت 18:8 توسط دلشکسته | 

آه زمانه...........

 

 

امروز روز مرگ من است ،مرگ احساسم ،مرگ عاطفه هایم…


امروز او میرود و مرا با یک دنیا غم به جای می گذارد.


فکر اینکه چگونه بعد از این بی او سر کنم ،دیوانه ام میکند.

 

 او میرود بی آنکه بداند به حد پرستش دوستش داشتم.

آه………...........................زمانه 

 آخرین بازیت را هم با من کردی و تنها دلخوشیم را

 

از من گرفتی ولی هر که نداند تو که می دانی

 

 او حق مسلم من بود

 

 چرا که او هدیه ای بود که خدا برای من تنها فرستاده بود.

 

پس چرا تنها مایه ی زندگیم را از من گرفتی؟


 


+ نوشته شده در پنجشنبه دهم فروردین 1391 ساعت 22:52 توسط دلشکسته | 

خدا تو را برای دلم نگه میدارد...

تمام " امن یجیب " های دلم را


گره زده ام به کلماتت


و روانه ی آسمان کرده ام
.
.
.
من مطمئنم 

خدا تو را برای دلم نگه میدارد...


+ نوشته شده در چهارشنبه نهم فروردین 1391 ساعت 12:36 توسط دلشکسته | 

یادگاریهای تو عزیزترین

 

 

سلام بهترین


باتو چه زندگیائی که تو رویاهام نداشتم


تک و تنها بودم اما تو رو تنها نمیذاشتم


چه سفرها با تو کردم چه سفرها تو رو بردم


 
به دم مرگ رسیدم اما به هوای تو نمردم


 -زمین خوردن زیباست اگر مقصد خاک پای دوست باشد.

 

-دوست داشتن یک نفر دیوونگی ست"دوست داشته

شدن توسط یک نفر یک هدیه است"دوست داشتن

یک نفر که دوست داره یک وظیفه است!

اما دوست داشته شدن توسط کسی که

دوستش داری یک زندگیه

 

-امشب دلم از آمدنت سرشار است"

فانوس به دست کوچه دیدار است"

آنگونه تو را در انتظارم که اگر"

این چشم بخوابد آن یکی بیدار است

 

-ما پیغام دوست داشتنمان را با دود آتش به

 هم میرسانیم"نمیدانم آن سو برایه تو تکه چوبی

هست یا نه؟من اینجا جنگلی را به آتش کشانده ام

 

-آرزویم این است نتراود اشک از چشمان توهرگز

مگر از شوق زیاد"نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز"

و به اندازه هر روز تو عاشق باشی"

عاشق آنکه تو را میخواهد و به

 لبخند تو از خویش رها میگردد

و تو را دوست دارد به همان اندازه که دلت میخواهد.

 

-لاکپشت ها هم عاشق میشوند منتها

تحمل این جدایی براشون راحتتره چون

حداقل عشقشون آروم آروم ترکشون میکنه...!!!

 

-لذتی که در فراق هست در وصال نیست!!!

چون در فراق شوق وصال هست و در وصال بیم فراق!!!

 

-همه برایم دست تکان دادند"

اما کم بودند دستانی که تکانم دادند

دوست و دست بسیار است!!!

ولی دست دوست اندک!

دست دوستیت جاوید باد.

 

دلم برات تنگ شده...اما من...

من میتونم این دوری رو تحمل کنم...

به فاصله ها فکر نمیکنم...

میدونی چرا؟

آخه...

جای نگاهت رو نگاهم مونده

 

ANAR:و در آخر تنها یک جمله در قلبم باقی است

که تا به امروز بر زبان نیاورده بودم

و آن جمله این است:

به تعداد تمام ستارگان آسمان قسم میخورم دوستت دارم.


برچسب‌ها: دوستت دارم همیشه و همیشه و همیشه


+ نوشته شده در چهارشنبه نهم فروردین 1391 ساعت 11:24 توسط دلشکسته | 

منو تنها نزار

منو تنها نذار عشقم نذار این خونه خالیشه

کسی که روت قسم میخورد اسیر کج خیالیشه


منو تنها نذار عشقم اگه این گریه خواهش نیست


اگه باهم نمیسازیم جدایی راه حلش نیست


منو تنها نذار عشقم که من تنهات نمیذارم

نگو که واهمه دارم صبوری کن تحمل کن

دلم میخواد ببینی من چه فرقی با همه دارم

اگه از دست ادم ها همش تیشه به ریشم بود


نمیمردم واسه این که یکی مثل تو پیشم بود


شکنجه دیدم از دوریت که گریه اعترافم شد


همین دنبال تو گشتن ها یه جورایی طوافم شد


منو تنها نذار عشقم منم سهمی ازت دارم


همین یه دلخوشی رو من توی دنیا فقط دارم


+ نوشته شده در شنبه پنجم فروردین 1391 ساعت 13:2 توسط دلشکسته | 

غـــــــــــریـــــــــبــــــه

کی بجای من برات شبا لالایی میخونه

شنیدم اون غریبه قدر تورو نمیدونه

غریبه تورو خدا عشقم و اذیت نکنی

قول مردونه بده بهش خیانت نکنی

قول بده چشمای اون هیچ موقه اشک رو نبینه

قول بده که هیچ شبی چشم انتظارت نشینه


+ نوشته شده در پنجشنبه سوم فروردین 1391 ساعت 16:15 توسط دلشکسته | 

پیوندتان مبارک

بزرگترین جراح و متخصص عالم قلب شما دو تا را

 با شکوه و زیبایی تمام به هم پیوند زد

عمل پیوندتان مبارک باد . . .

 

 

سلام به مهربونترین....

 

این پست به مناسبت تبریک پیوند آسمونیه شماست تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

شرمنده که من خوب نمیتونم حرف بزنم  تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

اما از صمیم قلب تبریک میگم و دعا میکنم خوشبخت باشین

یه لطفی بکنین عوض منم خوشبخت باشین من

یکمی سرم شلوغه وقت ندارم تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

 

خوشبختیه شما آرزویه منه

 

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 


+ نوشته شده در پنجشنبه سوم فروردین 1391 ساعت 15:22 توسط دلشکسته | 

دروغ گفتم اگه بگم...

سلام به............

میخوام یه چیزی بگم اما هر بار دست و دلم یاری نمیکنه

دروغ گفتم اگه بگم هر بار که پستی میزارم تا یکی دو ساعت گریه نمیکنم

دروغ گفتم اگه بگم هنوز که اسمش میاد دست و دلم نمیلرزه

دروغ گفتم اگه بگم یه ذره از احساسم بهش کم شده حتی باید بگم

بیش از پیش دوستش دارم

دروغ گفتم اگه بگم نرنجیدم از رفتنش و نشکستنم

دروغ گفتم اگه بگم کمرم زیر بار این عشق خم نشده

دروغ گفتم اگه بگم تا الان چند بار تیغ و رو شاهرگم نذاشتم

 و سعی کردم رگ و بزنم اما هر بار یادش افتادم و نتونستم

دروغ گفتم اگه بگم  برا روز تولدش از الان تو فکر نیستم که چی لایقشه براش بگیرم

دروغ گفتم اگه بگم این عید که همه خوشن و خرم من با آتیشی

 که تو دلم براپاست این سال و تحویل نکردم

دروغ گفتم اگه بگم فراموشش کردم

دروغ گفتم اگه بگم شنیدن یه اسم کنار اسمش باعث عذابم نمیشه

دروغ گفتم اگه بگم بغضی تو گلوم نیست که داره خفم میکنه

دروغ گفتم اگه بگم..........................


+ نوشته شده در پنجشنبه سوم فروردین 1391 ساعت 14:38 توسط دلشکسته |